سديد الدين محمد عوفى
44
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
در حق تو قرابت دارم ، امير المؤمنين در « 1 » كرم خود چگونه روا دارد كه بنى اميه در عفو كردن از خاينان بر بنى عباس سبقت نمايند « 2 » ؟ امير المؤمنين فرمود : كه از تو عفو كردم و بفرمود : تا خلعتها آوردند و به دو دادند « 3 » و پنجهزار دينار نقد فرمود و ده تخت جامه « 4 » و ده سر اسب و او را با خلعت فاخر نيكو و دلى خوش « 5 » بازگردانيدند . ذلك فضل اللّه يؤتيه من يشاء و اللّه ذو الفضل العظيم « 6 » [ مداواى پادشاه تيزخشم توسط حكيم دانا ] حكايت ( 8 ) آوردهاند كه يكى از ملوك « 7 » مدينه « 8 » به كمال علم و جمال حلم و بسطت ملك و رفعت قدر از ملوك زمان بر سر آمده بود . وقتى با خود فكرت مىكرد كه از براى امراض نفسانى و بيماريهاى عارضى
--> ( 1 ) مپ 2 : از . ( 2 ) متن : صدقت فرمائيد . ( 3 ) مپ 2 : او را خلعت دادند . ( 4 ) مپ 2 - و ده تخت جامه . ( 5 ) مپ 2 - نيكو و دلى خوش ( 6 ) مپ 2 - ذلك فضل اللّه . . . . ، نسخه مج تمام اين حكايت را خيلى خلاصه و پريشان ضبط كرده است دو سه عبارت از شروع داستان را تا « بدست عسس ببارگاه مأمون رسيد » نوشته پس از آن بدين عبارات ادامه داده و ختم كرده است « و گفت جنايت من به جنايت سعيد در خلافت معاويه مىداند و باوجود آنكه از خويشان نبود عفو فرمود و من حق قرابتى دارم مأمون فرمود از كرم خود چگونه روا دارم كه بنى اميه در عفو بر بنى العباس سبقت نمايند از تو عفو كردم و بفرمودم تا خلعتهاى فاخر آوردند و پنجهزار دينار نقد انعام فرمود و ده تخت جامه و ده سر اسب داد و با خلعت بازگردانيد . ابن ابى داورى گويد كه هرگز كسى ياد ندارد كه كسى را براى كشتن حاضر آرند و با چنين تشريف و انعام بازگردانند . ( 7 ) متن و مج + در اسلام . ( 8 ) مج : ديرينه .